در سال 2010 ، وقتی یک کشور میلیاردها نفری وارد بهار خوش شانسی شد ، عکس “کودکان ، مادر شما را به خانه برد” افکار عمومی چین را شوکه کرد. در عکس ، مادر کودک خود را جلوی پستان خود حمل می کند و کیسه ای بزرگ را بر روی شانه های خود حمل می کند. دست راست او برای حمایت از کودک دستش را گرفت و دست دیگرش کوله پشتی را به همراه داشت.

“تصویر متحرک اما بازتابنده” ، اظهار نظر در اینترنت.

“زندگی بر دوش من است ، امید در دستان من است“دیگری عکس را به اشتراک گذاشت.

در سال 2011 ، این عکس برنده جایزه سالانه طلای عکاسی چین و بیست و یکمین جایزه مطبوعات چین شد

اگرچه 11 سال پیش بود ، تصویر بالا همچنان در شبکه های اجتماعی چین به اشتراک گذاشته می شود و به “شکلک بهار شانس” تبدیل شده است. با این حال ، هویت مادر موجود در عکس ناشناخته مانده است.

پس از سالها جستجو ، سرانجام گزارشگر ژو خا آژانس شین هوا “مردی که دوربین را برای ضبط این تصویر گرفته است ، همچنین مردی را پیدا کرده که سالها او را پشیمان کرده است زیرا وی اطلاعات تماس را درخواست نکرده است.”

سرنوشت یک مادر و کودک در

عکس “عزیزم ، مامان تو را به خانه برد”.

این زن Ba Moc Ngoc Bo Moc ، 32 ساله ، از Yuexi ، منطقه خودمختار Di Luong Son ، استان سیچوان است.

“این تصویر مربوط به زمانی بود که دختر دومم را به خانه بردم.”، کازا با موک.

متاسفانه ، او نیمی از سال بعد درگذشت. دختر سوم با موک نیز در همان سال او را ترک کرد.

با موک با یادآوری یک دوره 10 سال پیش ، روستایی که وی در آن زندگی می کرد یکی از فقیرترین مناطق این منطقه بود. زندگی و خانواده او بسیار دشوار است ، کل خانواده به چندین محصول از محصولات زراعی در شش جریب زمین بستگی دارد.

هنگامی که دختر بزرگ او در سال 2007 به دنیا آمد ، با موک گاهی با پول اضافی خود چند پوند برنج مخلوط با نشاسته ذرت خریداری می کرد تا کودک خود را تغذیه کند. در سال 2009 ، او فرزند دوم به دنیا آورد. با موک که نگران دخترش است که مثل من روزهای سخت کودکی را پشت سر می گذارد ، تصمیم می گیرد برای یافتن شغل به شهر برود.

با کار یک ماهه ، می توانید پنج و ششصد یوان درآمد داشته باشید ، بهتر از کشاورزی در خانه“او به اشتراک گذاشت.

با موک که وارد نانچانگ شد ، درخواست کار انتقال آجر به یک کارخانه را داد. مادر سیچوان که قادر به فرستادن کودک به نزد هر کسی نبود ، پسرش را به محل کار خود برد. زندگی مرتبط با کارخانه آجر سازی ، همه چیز را از نظر ظاهری برای Ba Moc عجیب می کند.

او گپ زد تا یاد بگیرد که به زبان ماندارین صحبت کند تا با همه کنار بیاید. هنگام بیرون رفتن ، چراغهای خیابان های شلوغ و علائم روشن جاده کنار با موک قرار گرفت. او همچنین هرگز فرمول یا پوشک را ندیده است.

اما در آن زمان ، با داشتن یک مادر دو فرزند ، بیشترین نگرانی این بود که دخترش اغلب بیمار است. در شهر ، او نمی دانست چگونه فرزندش را به بیمارستان بفرستد. در پایان ، با موک تصمیم گرفت فرزندش را به خانه ببرد.

در پایان ماه ژانویه ، پنج ماه پس از کار در خارج از خانه ، با موک و دخترش به ایستگاه Nam Xuong رسیدند و با قطار شلوغی به خانه رفتند تا Tet را جشن بگیرند.

سرنوشت یک مادر و کودک در

با موک با خبرنگاران چو کا و فرزندانش ژست می گیرد.

مادر و دختر قبل از رسیدن به چنگدو دو روز در قطار نشستند. در چنگدو ، او یک شب قبل از سوار شدن به قطار 14 ساعته برای بازگشت به موسیقی غربی ، در مسافرخانه اقامت داشت. با موک اواخر شب به خانه برگشت.

این بازگرداندن با موک سه روز و دو شب به طول انجامید.

وقتی چا کا عکسی را که از 11 سال پیش به با موک گرفته نشان داد ، مادر 32 ساله تعجب کرد. او به یاد می آورد که کوله پشتی روی شانه اش پر از لباس ، پتو و حتی رشته فرنگی فوری ، نان و پوشک بچه بود.

در حال حاضر ، با موک به یاد دختری که در اولین روزهای فرود آمدن به نام Xuong همراه من بود ، هنوز هم نمی تواند غم و اندوه من را پنهان کند. او به یاد می آورد اندکی پس از مرگ دخترش ، این زوج قصد داشتند برای یافتن کار به شهر بازگردند.

اما همزمان مقامات محلی در تلاشند فقر را کاهش دهند.

زوج Ba Mok تصمیم گرفتند به وطن خود پایبند بمانند. در سالهای اولیه آنها توتون کاشتند. اگرچه این مهارت ها هنوز جوان هستند ، این زوج فقط سالی چند هزار یوان درآمد کسب می کنند.

اما با گذشت سالها ، مهارتها پیشرفت کرده و درآمد زوج Ba Mok نیز به میزان قابل توجهی افزایش یافته است. این خانواده تصمیم گرفت زمین های قابل کشت را از 6 هکتار به 15 جریب گسترش دهد.

تا سال 2020 ، درآمد خانواده Ba Moc به 100000 یوان (حدود 360 میلیون VND) رسیده بود.

با پول به دست آمده ، زوج Ba Mok یک خانه بتونی جدید و کاملاً مجهز ساختند.

از سال 2013 ، با موک سه فرزند دیگر به دنیا آورده است. فرزندان او به مدرسه دسترسی کامل پیدا کرده اند و عملکرد تحصیلی آنها نیز بسیار خوب است.

با موک با اعتماد به خبرنگاران گفت که او اکنون بیشتر مطمئن شده که هر وعده غذایی در خانواده دارای برنج ، سبزیجات و گوشت است و دیگر مانند گذشته از گرسنگی رنج نمی برد.

چو کا ، به نوبه خود ، اراده بی دریغ مادر جوان را تحسین می کرد.

“با موک فقط یکی از هزاران انسان عادی در کشور ما است. داستان او در مورد مبارزه با سرنوشتش واقعاً تأسف آور است.” او به اشتراک می گذارد.

یازده سال پس از دیدار مجدد او ، آنچه چا کا بیشتر از با موک به یاد می آورد این است که لبخندی که علی رغم آب و هوا همیشه بر روی لب هایش می درخشد ناپدید شده و در چهره مادر 32 ساله او آثار سختی برجای مانده است.